خاطرات نی نی ما محمد ماهان

گل نازم به چشمای تو می نازم من از رنگ چشای تو یه دنیا قصه می سازم

محمد ماهان دو هفته تا تولد

سلام پسر گلم امروز 13 مرداد 92 بود و من با بابا عادل جون رفتیم پیش خانم دکتر باوریان عزیزم حالت خیلی خوب بود ماشالله 3 کیلو شدی من  حسابی   تو این سه  هفته بستنی خوردم تا تو وزن گرفتی نینی نازم ان شاالله 25 مرداد می یای تو بغل مامانی راستی امروز اولین نوار قلبت رو خانم دکتر گرفت قربون قلب نازت بشم امیدوارم بیشتر از 120 سال خوب و سالم برات بتپه عزیز دل مامان راستی بابا عادل خیلی برات ذوق داره خیلی مواظب ماست امروز من و رسوند رودهن خودش دوباره برگشت سر کار دستش درد نکنه می خواست مامانی رانندگی نکنه تا خطری خدای نکرده تو رو تهدید نکنه عزیزم می بوسمت 12 روز دیگه تو آغوشمی می بوسمت   ...
14 مرداد 1392

محمدماهان 8 ماهه

سلام محمدماهان گلم عزیز دل بابا و مامان بی صبرانه منتظر دیدین روی ماهتیم عزیزم کمتر از 40 روز تا دیدارمون باقی مونده قراره خانم دکتر باوریان  روز عید فطر تو بیمارستان نیکان تو رو به ما هدیه بده عزیز دل مامان فردا قراره تخت و کمد سیسمونییت رو برامون بیارن بی صبرانه منتظرم تا اتاق قشنگت رو بچینیم بابا عادل خیلی بی تابه دیدنت هست عمه زهرا میگه تو قشنگترین پسر در تاریخ خانواده حاجی خانی هستی محمدم بر صورت پاکت هزار بوسه میزنم ...
10 تير 1392

بدون عنوان

سلام محمد ماهان جونم عزیز دل مامان دیروز با مامان فاطمه رفتیم پیش خانم دکتر باوریان طبق دستگاه سونوگرافی ٢٧ هفته بودی جیگر مامانی ولی باید بازم خوب غذا بخورم تا بهتر رشد کنی وزنت عزیزم حدود ١١٠٠ گرم بود نازنینم خیلی دوست دارم پسر مامانی تازه تو دل مامانی یه چرخ هم خورده بودی فقط فقط قول بده به موقع به دنیا بیای حسابی تو دل مامانی جون بگیری بوس به لپ های نازت
19 خرداد 1392

بدون عنوان

سلام محمد ماهان عزیزم نور چشم مامان و بابا خیلی تو دل مامانی تکون می خوری عزیزم قشنگترین حس دنیا تکون های تو در وجود من هست بابا عادل ملقب به بابا عادل خوش شانس (بعدا جریان رو برات تعریف می کنم) یه قالیچه خیلی گوگولی با عکس تام و جری برات  خریده خیلی قشنگه مامانی دیگه داریم اتاق خوابت رو تزیین می کنیم. اگه بدونی بابا عادل چقدر این چند روزه تعطیلی 14 و 15 خرداد واسه اتاق تو زحمت کشید.خدایی خیلی بابای مهربون و خو بی داری با اون چشای سبز و درشت شما دو نفر وابستگی من به این دنیا هستین خداهردوتون رو برای من نگه داره بوس به صورت تپلیت ...
19 خرداد 1392

بدون عنوان

سلام محمد کوچولوی نازم چند روزه که خیلی بیشتر تکون می خوری و این قشنگترین احساس زندگی من هست من و بابا حدود یه هفته است که اسم ماهان رو برات انتخاب کردیم امیدواریم که اسم محمد ماهان رو دوست داشته باشی عزیزم قول بده که حسابی غذا بخوری و توپولی بشی تا به موقع به دنیا بیای راستی عزیز دل مامان تا آخر این هفته که روز مرده تو هم وارد ٧ ماهگی میشی شنیدم تو همین هفته ها رنگ چشمهای قشنگت مشخص میشه عزیزم خیلی برای دیدن و آغوش گرفتنت بی تابم دوست دارم بوس به لپهای توپولیت ...
30 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

محمد ماهان پسر گلم   پسر عزیزم بی صبرانه منتظرتیم سلام محمد عزیزم امروز پسر گلم تو دقیقا 5 ماه و 17 روزه شدی نی نی نازم خیلی تو دل مامان تکون می خوری عاشقتم بی صبرانه منتظر به دنیا اومدنت هستیم راستی مامان فاطمه هم از مکه امشب داره میاد شنیدم خیلی برات سیسمونی های قشنگ گرفته بوس به صورن نازت   ...
12 ارديبهشت 1392
1