خاطرات نی نی ما محمد ماهان

بچه جونی به مالزی می رود

سلام عزیزم امروز که برایت می نویسم یک هفته است که وارد ٩ ماهگی شدی من و ببخش که خیلی وقته وبلاگت رو آپدیت نکردم بعد از عید من دیگه دارم می رم سر کار و دیگه اصلا فرصت نداشتم خیلی برام سخت بود که بعد از حدود ٩ ماه دو باره برگشتم سر کار هر روز ساعا ٦ بیدارم و تا شش و نیم برات شیر می دوشم بعدشم میریم با هم پیش مامان فاطمه ولی خوشبختانه خیلی با هم جور شدین شما دو تا و مشکلی ندارین فقط مامان فاطمه از صبح تا سا عت ٢ که برگردم فقط داره با تو بازی می کنه و به هیچ کاری نمی رسه حتی نماز و نهار وقتی من بر می گردم تازه طفلکی نهار می خوره .عید هم که خیلی به ما خوش گذشت.خوشبختانه خیلی بچه خوبی بودی و مسافرت خیلی خوبی داشتیم عزیزم ما تصمیم گرفتیم چو...
4 ارديبهشت 1393
1